
شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۳ |
|
باد |
|
نشسته بودم و داشتم عبور باد رو نيگاه ميكردم.براي خودش ميچرخيد و ميرفت.آزاد آزاد.نگاه كردنش هم به آدم لذت مي داد.از لابه لاي موهام اومد و گذشت.دور شد و اون بالا بالا ها كه رسيد برام دست تكون داد.منم ميدونستم كه اون ميدونه توي وبلاگ ازش مينويسم.يه روزي منم باد ميشم و راه مي افتم توي كوچه پس كوچه هاي زندگيم.دنبال يه مشت لبخند ، دنبال يه خروار خوشي كه بياد بيافته روي كوه ناخوشي هام.باد كه بشم همه جا ميرم و به هر كسي كه رسيدم آروم در گوشش نجوا ميكنم كه زندگي يعني چي؟...
داره شب ميشه.شباي پاييز فوق العادند.به خصوص اگه باروني هم باشند.منم منتظر يه بارونم ، اونم توي يه شب پاييز.منتظر دو تا شونه گرم كه از پشت ابرا متولد ميشه.منتظر يه چشم خيس كه خشك نميشه.من دنبال خورجين قشنگيم كه كودكي هام رو توش گذاشتم و گمش كردم.دلم براي نوشتن تنگ و چشام براي ديدن من بدجوري بارون ميخوام.ي كسي هست كه ميگه دلش خط خطي شده.يه كسي كه از پشت تمام ابرا معلومه.و من دنبال يه پاك كنم.اين دفعه به باد ميگم كه يه پاك كن برامون بياره...
|
|
äÙÑÇÊ ÔãÇ |
|
| setareh |
پنجشنبه ۱۶ مهر ۶:۲۱صبح |
|
New Page 1
سلام.....باد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//.....خيلي زيباست ولي امان ازوقتي كه عصباني باشه....اون موقع بايدازش ترسيد..........ولي ازبادباهمه زيباييش بدم مياد....چون عزيزترين كسموباخودش برد.... |
| URL:http://setareh22.persianblog.com |
E-mail: |
| setare |
سه شنبه ۱۴ مهر ۹:۴۶صبح |
|
New Page 1
باز يه صبح ديگه اومد... چشماتو باز كن گل من.... كه زندگي با ماست... چون ميخوايم... |
| URL: |
E-mail: |
| babak |
دوشنبه ۱۳ مهر ۱:۲۵بعدازظهر |
|
New Page 1
چي بگم اگه بگم با باد حال نمي كنم كه دروغه . و اگه بگم باش حال مي كنم كه بد تر ه . چون تمام خاطرات رو زنده مي كنه . |
| URL: |
E-mail: |
| setare |
شنبه ۱۱ مهر ۶:۵۸بعدازظهر |
|
New Page 1
فقط ميتونم بگم خوش به حال اون باد.... |
| URL: |
E-mail: |
|
|
#áíä˜ ËÇÈÊ #nima#04:39 ýýýýý# |
comments(4) |
« ستاره |
Main
| من سر قولم هستم »
|