
یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۴ |
|
عشق به ناشناخته ها |
|
گاهي اندوهي ژرف ما را فرا ميگيرد كه نمي توانيم مهارش كنيم.مي فهميم كه لحظه جادويي آن روز گذشته،و ما هيچ نكرده ايم.سپس زندگي هنر و جادويش را پنهان ميكند.
بايد به آوايي كه روزگاري بوده ايم،گوش بسپريم،كودكي كه هنوز درون ماست.اين كودك لحظه هاي جادويي را ميفهمد.ميتوانيم فريادش را خفه كنيم اما نميتوانيم آوايش را بخوابانيم.
كودكي كه روزي بوده ايم ،همچنان حاضر است.خجسته باشند كودكان،چرا كه ملكوت آسمان از آنِ آنان است.
اگر تولد دوباره نيابيم،اگر بار ديگر با معصوميت و شيفتگي كودكي به زندگي ننگريم،ديگر معنايي در زندگي نخواهد ماند.
روش هاي بسياري براي خودكشي هست.كساني كه ميكوشند جسمشان را بكشند،قانون خدا را زير پا ميگذارند.آنان كه ميكوشند روح خود را بكشند نيز قانون خدا را زير پا ميگذارند،هر چند گناهشان در ديدگاه آدميان كمتر است.
به آنچه كودك درون سينه مان ميگويد گوش بسپريم.از اين شرمنده نشويم.نگذاريم بترسد،كه تنهاست و شايد هرگز صدايش را نشنوند.
بگذاريم كه او كمي مهار هستي مان را در دست بگيرد.اين كودك ميداند كه هر روز با روز ديگر متفاوت است.كاري كنيم كه احساس محبوب بودن بكند.اين كودك را راضي كنيم.حتي اگر مستلزم رفتاري نامانوس باشد.حتي اگر از نظر ديگران احمقانه بنمايد.
فراموش نكنيد كه خرد آدميان در برابر خداوند جهالت است.اگر به كودكي كه در روح خود داريم،گوش كنيم،چشم هامان به درخشش در مي آيند.اگر رابطه مان را با اين كودك از دست ندهيم،رابطه مان با زندگي را از دست نميدهيم.
"پائولو كوئليو- كنار رود پيدرا نشستم و گريستم".
|
|
äÙÑÇÊ ÔãÇ |
|
| |
جمعه ۴ شهریور ۴:۵۷بعدازظهر |
|
New Page 1
|
| URL: |
E-mail: |
| فواد |
پنجشنبه ۳ شهریور ۶:۴۰صبح |
|
New Page 1
سلام ... جان ، خيلي مخلصيم .
وقتي اين نوشته رو خوندم ياد يه شعري افتادك كه يكي تو وبلاگم گذاشته بود . چون حاصل ادمی در این شورستان /جز خوردن غصه نیست تاکندن جان //خرم دل ان که زین جهان زود برفت/و اسوده کسی که خود نیامد به جهان ...خوش باشي |
| URL:http://tabut.blogfa.com |
E-mail: |
| darya |
سه شنبه ۱ شهریور ۸:۳۹بعدازظهر |
|
New Page 1
چقدر زيبا نوشتي!! كودك درون.....
بياييد روي يك برگ كاغذ بنويسيم چه چيزهايي رو دوست داشتيم ولي الان به بهونه اينكه بزرگ شديم فراموشش كرديم. چقدر صداي درون رو خفه مي كنيم. من كه دوسش دارم و گاهگاهي به صداش گوش ميدم اما تو چي؟ آيا گوش ميدي به صداي درونت؟ يا نه به خاطر اينكه بزرگ شدي ديگه فراموش كردي اون كودكت رو؟ يادمون بياريم چه چيزهايي ما رو خوشحال ميكرد. بياييد همه باهم يك جيغ بزنيمممم
|
| URL: |
E-mail: |
| گل سرخ همدان |
سه شنبه ۱ شهریور ۱:۱۲صبح |
|
New Page 1
عصري كه مسج زده بودي كه : فاضلي را گفتند اي شيخ .... آره ... باحال بود ... ولي حالا ميبينم كه زدي تو خط فلسفه و اينا ...شايدم از اثرات دولت محبوب جديد باشه !!!! |
| URL:http://golesorkh.rezvan.org |
E-mail:ali_1182@yahoo.com |
| صبوح |
دوشنبه ۳۱ مرداد ۷:۲۴بعدازظهر |
|
New Page 1
_ ببخشيد آقا شما يه بچه ي كوچيك _كه احتمالا يه توپ سفيد و قرمز هم دستش بايد باشه_ نديدين؟
مي دانيد وقتي داشت دستش را از توي دستم جدا مي كرد به بهانه ي توپ سفيد و قرمزش كه بالاي شاخه هاي درخت گير افتاده بود...همان وقت..همان لحظه كه دستش داشت از دستم جدا مي شد. حس كردم كه ديگر ...احساس كردم حبابهاي بزرگي توي دلم دارند مي تركند... فكر مي كردم.اما....وقتي كودكت دور مي شود ديگر سخت مي تواني با او ارتباط برقرار كني....
__ ببخشيد آقا شما يه بچه نديدين!؟!!؟
آخه من براش قصه ي كودكي را گفته بودم كه از كاج بلندي بالا رفته بود تا جوجه بردار از لانه ي نور!!
__ ببخشيد آقا... |
| URL: |
E-mail: |
|
|
#áíä˜ ËÇÈÊ #nima#02:58 ýýýýý# |
comments(5) |
« لبخند |
Main
| دور بشيم از همه مردم »
|