
دوشنبه ۸ اسفند ۱۳۸۴ |
|
مرگ |
آن دور دستها روي سبز دراز كشيده بود.چشمانش را باز كرده بود.دستانش را روبه آسمان گشوده بود.صداهای ماورا سر تا پایش را نوازش میکرد.آرام به مرگ فکر میکرد.آرام به آن سوی تاریکیها،به آن طرف زندگی میاندیشید.خوب که فکر کرد دید تنها نیمی از زندگی به مرگ فکر کرده.چه حرفهایی،چه فکرهایی.کجا؟کجا دوست داشتی بمیری.مگر فرقی هم میکرد؟در افق دوردست یک نگاه.نگاهی که مدتها بود منتظر بود.آخر در همان نگاه میمرد.از قواعد زبان و از کلمات،آرام،دست میکشید.کتابهایش را میبست.قلمهایش را به گوشه و کناری میانداخت.فرق سرش را باز کرد.سینهاش را شکافت.احساسش آرام پرگشود.دور شد و دورتر.از شهر آدمیان که نمیدانستند دلتنگی یعنی چی؟...همه و همه.از همه دور شد.اون سبز رو از دور میدید.فاصلش با اون،همش یه نفس بود.یه نفس...
وقتی مردی،وقتی چشمات باز شد،وقتی تو هم همراه سیاهی شدی...سیاهی؟یا آنقدر نور هست که من نمیتونم ببینم؟نمیدانم وقتی نبینی و ندانی چه فرقیست بین سیاهی و یه عالمه نور...آنوقت با قلبت حرکت کن.و با پای احساس راه برو.احساست رو به اتاق کوچک من بیار.احساست رو سر اون پل چوبی که یکبار بیشتر ندیدم بیار.تو اونجایی و من نه.احساست رو بیار به اون راهروی پاییز.درز انتهای باغ.جایی که در قاب دوربینت نقش بست.جایی که حرفهای من را با صدای باد حل کرد.از پلهها بالا و پایین ببرش..احساست رو بکش روی گونههای خیس من.وای از آن روز که حتی آن "یک" هم اتفاق نیافتد.احساست رو آروم ببر به اونجا.روبروی پارک.دیدنیها.من هنوز،خیره،جاده رو نگاه میکنم.آسمان شب هم با چشمام قهر کرده.اونقدر نور هست که هیچ اختری در آسمان دیده نمیشه.آه.من از این هجوم نورهای مصنوعی خستهام..من دلم میخواد روی سبز دراز بکشم.نفسهام برای بوی باد تنگ شده.باد....باد.....آنقدر سنگینم که باد مرا با خودش نمیبره.نمیبره.میترسم.میترسم من سیاه شوم و تو نور.
مردن در امتداد خط سیاهی که از یک نگاه عبور میکرد.کسی چه میداند چه دنیای عجیبیست.خدایش با سکوت سخن میگوید.با سکوت.فقط یکبار و یکبار.فقط یکبار...خدایش با سکوت سخن میگوید.من هم خدایی بودم.
|
|
äÙÑÇÊ ÔãÇ |
|
| hichki |
پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۱:۳۶بعدازظهر |
|
New Page 1
نميدونم چي شده !!!!كامنت بالارو بسته بودي اومدم پيين جواب بدم ولي ميدونم از گاو بيشتر حاليته!!!!! به روزم و منتظرت |
| URL:http://www.hichestan.org |
E-mail: |
| خودم |
دوشنبه ۱۵ اسفند ۶:۱۵بعدازظهر |
|
New Page 1
محمدرضاي عزيز اسم من .... نيست.بابا اينهمه مدت و اشتباه؟.بعيده آقا از شما.من اسم پدرم ....ه.
|
| URL:http://khaneyedoost.com |
E-mail: |
| setareh |
دوشنبه ۱۵ اسفند ۷:۵۲صبح |
|
New Page 1
سلام....خوبي؟؟؟؟؟//...فقط اومدم حالتوبپرسم.....نمي تونم نظربدم.....حالم خوب نيست...اززنده موندن وزندگي كردن سيرم...گريه...... |
| URL:http://setareh22.persianblog.com |
E-mail: |
| |
یکشنبه ۱۴ اسفند ۱:۰۵صبح |
|
New Page 1
كامنت من كو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
| URL: |
E-mail: |
| صبوح |
پنجشنبه ۱۱ اسفند ۷:۴۶بعدازظهر |
|
New Page 1
هي مي خونمش...باز مي خونمش... |
| URL: |
E-mail: |
| hichki |
چهارشنبه ۱۰ اسفند ۹:۳۳بعدازظهر |
|
New Page 1
توي حرفات ابهام بود مثلا مثه روي سبز دراز كشيده بود و چند تا جمله ديگه..معنيشون رو بم بگو لطفا |
| URL:http://hichestan.org |
E-mail:info@hichestan.org |
| hichki |
سه شنبه ۹ اسفند ۱۰:۵۵بعدازظهر |
|
New Page 1
مردم ميگن عشق يعني يك تبلور يك سروش من ميگم مرگ يعني يك تبلور يك سروش..فرض كن نيمه دوم زندگي فارغ از هر گونه تعلقي راحت و آزاد اما اگر استحقاق داشته باشيم به قول حافظ...غلام همت انم كه زير چرخ كبود ز هر چه رنگ تعلق دارد ازاد است |
| URL:http://www.hichestan.org |
E-mail:info@hichestan.org |
| Ameneh / آمنه |
سه شنبه ۹ اسفند ۱۱:۳۱صبح |
|
New Page 1
سلام دوست عزيز :
وبلاگ جالبي داريد و زيبا مي نويسيد .
ضمنا ممنون از اينكه به وبلاگ خودتان ( ژرفــــــــــــــا ) سر زديد .
خوشحالم كرديد .
اگر تمايل به تبادل لينك داشتيد به من اطلاع دهيد . ممنون .
آبي و آسماني باشيد و در پناه ايزد متعال . |
| URL:http://www.zharfaa.mihanblog.com |
E-mail: |
| arash |
سه شنبه ۹ اسفند ۳:۳۲صبح |
|
New Page 1
از مطالعه نوشته هاتون لذت بردم.شاد و موفق باشيد... |
| URL:http://kaver.mihanblog.com |
E-mail: |
| صبوح |
دوشنبه ۸ اسفند ۱۱:۰۷بعدازظهر |
|
New Page 1
ناگهان مي پرم از خواب گشاده آغوش.
مي شود باز دو دست من و ...مي افتد سست:
هيچ كس نيست بجز شب كه سياهست و خموش... |
| URL: |
E-mail: |
| گل سرخ |
دوشنبه ۸ اسفند ۱۰:۳۸بعدازظهر |
|
New Page 1
سلام خوبي
2 روزه ديگه مونده به كنكوره من ! خوش ميگذره
ميگم قبلنا توي خانه دوست يه لينكي به گل سرخ بود... ولي از اين ناراحت نشدم از اين ناراحت شدم كه لينك اون پسره كه قبلا من با خواهرش دوست بودم گذاشتي!!!!!!!!!
خوش باشي |
| URL:http://golesorkh.rezvan.org |
E-mail:ali_1182@yahoo.com |
|
|
#áíä˜ ËÇÈÊ #nima#07:59 ýýýýý# |
comments(13) |
« حرفي با زمستان |
Main
| بدون عنوان »
|