
دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۵ |
|
یکم اردیبهشت |
|
امشب اردیبهشت می آید.آرام از گوشه ای پنجره که باز است راهش را پیدا میکند.عطر میزند به در و دیواری که از سفیدی خسته شده اند.به صدای خوب کریس دی برگ گوش میدهد.اردیبهشت خوب صدایی دارد خودش هم.میخواند.آتش را دور سرش میچرخاند.انگار کهکشانی به دست دارد.ستاره های دنباله دار به هر سو میپرند.دستهایم را میبوسند.جایش هنوز هم هست.آخیش!بوی نمک میاید.اردیبهشت یادش نمیاید چیزی راجع به فشار خون.اصلا نخوانده است از این کتابهایی که عکس لوله و آهن و آجر دارند.توی یکی از کتابها دیده بود از بد گفتن به کسانی که درخت را قطع میکنند.تا دور روز و شش ساعت خندیده بود.شش.میدانم ششمین قسمت اردیبهشت مال من است....
خط خطی دیوارها نتیجه یک لحظه تنهایی اردیبهشت است.آرام چشمانش را میبندد.بوی چایی را از ده متری هم میشناسد.آخر اردیبهشت فقط چایی میخورد.دلم میگیرد.سیصد و 60 و چهار بار دیگر چرا باید چایی دم کنم؟دلم میگیرد.میدانم،خوب میدانم هر سال میرود و من آن گوشه اتاق باید زانوهایم را بغل کنم.اردیبهشت میرود بازهم.اما تنهایی نه.شش.صبح.باران.من و تنهایی با هم شمعها را فوت میکنیم،فکر میکنیم که فوت میکنیم...
اریبهشت امسال از فصل سرد میگوید.فصل سردی که سفیدِ سفید است.فصلی که با یک جعبه زرد مستطیلی تمام میشد.کنار آن همه آدم.فصل سردی که اردیبهشت هم میفهمد رفتنی نیست.فصل سردی که کلیدش گم شده است.تنهایی چقدر بزرگ است.حتی وقتی تنهایی میشود و با من می آید دانشگاه باز هم معلومِ معلوم است.حتی وقتی اردیبهشت ششمین قسمتش را به من میدهد.من که میدانم کلید کجاست.کلیدی که تنهایی و فصل سرد را کنار آن پهنه وسیع با هم دوست میکند.تو نمیدانی؟.....................
|
|
äÙÑÇÊ ÔãÇ |
|
| صبوح |
چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۰:۰۷صبح |
|
New Page 1
من تولدي كه دوستام برام گرفتن توي يه اتوبوس پر دوست خوب.. و فندكي كه فوت كردم..خيلي خوبه دوسته خوب مي فهمي ؟دوست..آ{زوهاي قشنگتو امروز همه مي خوان لمس كنن |
| URL: |
E-mail: |
| صبوح |
چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۰:۰۵صبح |
|
New Page 1
همش فكر ميكنم اين چيه...آدم بيشتر از اين چي بخواد؟...چي؟..كه ارديبهشت به واقع تجلي خدا روي زمين است...بيشتر از اين چي كه شب تولد آدم بارنو بزنه همي چيو باروني كنه...باروني...بيرون باد و بارون...من شيشه ها را مي كشم پايين تر..آسفالت خيس..به پنجره هاي گرد كه نگاه مي كنم ..مي دونم كه منتظرم به يه پدري تبريك بگم . |
| URL: |
E-mail: |
| setare |
چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۸:۳۶صبح |
|
New Page 1
آسمان هر چه در دل داشت بر سر ما ریخت..
شمارش معکوس به اردیبهشت من رسید..
تولد مبارک..
با احترام. |
| URL: |
E-mail: |
| setare |
سه شنبه ۵ اردیبهشت ۵:۲۹بعدازظهر |
|
New Page 1
فقط یه شب دیگه مونده به تو.. اردیبهشت من.. |
| URL: |
E-mail: |
| setare |
دوشنبه ۴ اردیبهشت ۵:۲۶بعدازظهر |
|
New Page 1
عطر میزند به در و دیواری که از سفیدی خسته شده اند.. اردیبهشت من.. |
| URL: |
E-mail: |
|
|
#áíä˜ ËÇÈÊ #nima#10:36 ýýýýý# |
comments(7) |
« نشانهها برمیگردند |
Main
| تولد »
|