
پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۵ |
|
کسی به فکر مادر نیست |
|
صدای نفیر یک گلوله آرام روی نقشه یک کلبه کوچک کنار یک چوب شکسته مینشیند.جایی که تا چند بار قبل از گردش این عقربههای بیکار، قاطی لبخندبچههایی بود که چه میدانستند چرخش فلز چهقدر ضجرآور است.به فوران خون و غلطش آتش که تمام بزرگی زمین بازی چند کودک را پر میکند.به تنهایی یک مادر که آنقدر وسیع است که یک قاره هم چیزی نیست که.آخر از این تفنگ بازی چه حاصل.یک سو به اصطلاح مقاومت و غرور و در سمت مقابل پاسخ تا سرکوب.آن که بر تریبون میرود و داد میزند چند مادر دیده که تکههای بدن فرزند جمع میکنند از زمین.یا آنکه پاسخ میدهد؟....حتی یک بهانه کوچک هم برای زیستن نمیماند.و گاه میاندیشد که خدا هم در این بازی گم شده فرض شده است.یکی این را میکشد و یکی آن را...

|
|
äÙÑÇÊ ÔãÇ |
|
| صبوح |
یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۰:۱۸صبح |
|
New Page 1
؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟ |
| URL: |
E-mail: |
| صبوح |
یکشنبه ۲۲ مرداد ۰:۲۹بعدازظهر |
|
New Page 1
برای یک روز که موج بزرگ باشی وقتی بر می گردی ساحل باید زیاد بخوری به صخره..../حرف زدن در موردش آسونه ولی تحملش....می دونم می دونم |
| URL: |
E-mail: |
| nima |
چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۰:۲۸بعدازظهر |
|
New Page 1
گاهي وقتها كه كه توي زندگي طوفان ميشه آدم هي خودش رو مي خواد بزنه به بي خيالي...اين روزا هر كس به من رسيد از بديهاي زندگي گفت.....اونقد كه .....
|
| URL: |
E-mail:nima@khaneyedoost.com |
| صبوح |
دوشنبه ۱۶ مرداد ۴:۰۸بعدازظهر |
|
New Page 1
شب خوبي خواهد بود.بركت ماه رجب به خانه ي دوست برسد اگر خدا بخواهد |
| URL: |
E-mail: |
| nima |
یکشنبه ۱۵ مرداد ۸:۵۵بعدازظهر |
|
New Page 1
ستاره(23/7/83):
I promise to bring you into life...
So that the sound of dust sitting on things
Would deafen you...
And the desire for wings would blister your shoulders...
And your memories would revive
As the first day of creation |
| URL: |
E-mail: |
| nima |
جمعه ۱۳ مرداد ۱۱:۲۲بعدازظهر |
|
New Page 1
براي آنكه صفر تبديل به يك بشود |
| URL: |
E-mail: |
|
|
#áíä˜ ËÇÈÊ #nima#12:46 ýýýýý# |
comments(8) |
« در چند قدمی اسپانیا |
Main
| بن بست اردیبهشت »
|