« شب | Main | مبارک »


  پنجشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۶

خیلی دور خیلی نزدیک

مسافر شب جایی برای ماندن نداشت.جاده جایی بود برای قدم برداشتن میان رویاهاش.آه.نمیدانست آن سو تر کجا این تقاطع آسمان و سیاهی را رنگی قطع خواهد کرد.زندگی در کهکشان چه چیزها که یادش نداده بود.جایی دور از هر ستاره مشتعلی،حرارتی از درونش برخاسته بود.چیزی شبیه یک قطره ی اشک.آه او به خاطر آن قطره اشک میان این همه آهن سیاه مانده بود.پس منبع آن وسوسه جانکاه کجا بود؟بوی کهنگی،بوی دلتنتگی میامد....نارنجی کوچکی از میان پرده محو دید.دستانش را کشید.آه از دور دید.انگار میانش آتشی به پا شده بود.میخواست بپرسد اما او فقط بلد بود شکل چیزی را دوست داشت بکشد.....صدای سوختن پرهاش گوشهاش رو پر کرده بود....

- کجا بودی؟ - میان خیال و رنگ پرده میکشیدم - از جنس؟ - از جنس خواب.وقتی آنقدر دلت تنگ میشوی که... - از وقتی تو را شناختم تنها بودی - دستم یارم بود.و این نوشته ها که خواندی..اوه آن قبل ها... - میفهمم. - نه!.من دوست نداشتم مشعلی باشم که تا ابد بسوزم... ...........

چقدر دریا بزرگ شده بود.آنقدر بزرگ که یادش رفته بود چه قدر تا به حال غرق شده ام توش.وقتی به من رسید منو نشناخت.موج هاش رو جمع کرد وبرد.من هم یه عادت ترک کرده شده بودم.بهش گفتم که چقدر از پنجره چشم انداخته ام به امتداد افق مگر که ببینمش.گفتم که چقدر بال زدم اما جاذبه خاک جلوی من را گرفت.بهش گفتم بو بکش.نگاه کن به آن پوشش درخت در دستان باد...پاییز امسال...در شب کویر دنبالت خواهم گشت...شب کویر...برای کویر اما گفت چه فرقی میکند پاییز؟...کویر تنهاست..کویر درختی ندارد که طعم بخشش پادشاه را بچشد...اما من ندانستم آن روز که دریا با کویر چه نسبتی داشت....

کویر از روی موج هایش پاییز را حس میکند.از روی نارنجی ترین غروب سال.از روی دلتنگ ترین شب شن هایش.آن همه آسمانش پر باشد و دستانش خالی.باد میگفت قرار است کسی بعد از غروب بیاید.کسی که پس از رفتنش درختی جای احساسش میان تپه ها خواهد رویید.درختی که هر وقت پاییز شد کویر را بیدار کند...درختی که پاییز را قسمت خواهد کرد وقتی هر روز به باد داد و تا صبح برسد تمام آسمان شب بوی پاییز را حس خواهند کرد...درختی که هر شب میان رویاهایش اشک بریزد...

میان کوچه ها میدویدم.به دنبال باد که اشکهای مرا با خودش میبرد.میان آتش لبهام میدمیدم.آغاز یک روز دیگر و دستبرد به خوشحالی های زیر خاکی.بوی باران همه جا بود.لابه لای هر شاخه ای،بین هر تنفسی....اشک های مدام من.آه ..اشک های مدام من.زندگی مرا به کدام سو میبرد؟کاش میدانست..کاش..........کاش.در آسمان حلقه نوری،کمانی میخواست رنگین....شاید پاییز صدای مرا به او برساند...شاید؟ اگر این شاخه نارنجی نبود،هیجان غروب پاییز تمام بالهایش را سوزانده بود.تمام مسافران کوچک جهان زیر درخت ایستادند.گرد نارنجی ایی که از هیاهوی آنها برخاسته بود تا انتهای کویر دیده میشد...تمام موج ها لبخند میزدند...روز پاییز بود...

 

äÙÑÇÊ ÔãÇ

 

 

 ...  سه شنبه ۱۵ آبان ۱:۰۹بعدازظهر
  New Page 1

زيبا بود نيما خان.....مثل هميشه.....من در يكي از شهرهاي شمال درس مي خونم....زيبا است..ولي هميشه اين ادم ها هستند كه به جايي و زماني زيبايي مي دهند.....وبلاگت رو مي خونم..تا هميشه.تا زماني كه تو براش بنويسي..هميشه ارزوي شادماني برات دارم.....خوب و زيبا بموني..

 URL:  E-mail:

 

 
 nima  دوشنبه ۲ مهر ۱۰:۵۱صبح
  New Page 1

لطفا براي من كامنت بديد!اگه ميخونيد و اينجا رو هم....لطفا كامنت بديد.من كه ميدونم ميخونيد.اميد من همش همينه كه ميخونيد.متولد آبان من..و صاحب پاييز من...كسي كه سايت دانشگاهشون رو طراحي ميكنه يعني يه سري اينجا نميزنه.من تا بميرم اينجا خواهم نوشت مزخرفاتم رو.تا وقتي بميرم از ياد نميبرمش.

 URL:  E-mail:

 

 
 nima  دوشنبه ۲ مهر ۱۰:۴۵صبح
  New Page 1

ستاره اي آن بالا در ميانه تقسيم شدن كوه با آسمان,هدايت ميكرد اين همه نارنجي را.ميان همهمه شب و ستاره,پاييز ميامد.سهم آن همه اشك هاي من از تو يك پيام واقعا كوتاه بود.چند نقطه و آن اسم با شكوه.من تنهاترين كسي هستم كه روي آسمان منتظر بود....تنهاترين.پس از اينهمه سالهاي تنهايي....جاي قدم هايت را باز برگ ها پر خواهند كرد...من تنهاترين كسي بودم كه منتظر بود

 URL:http://khaneyedoost  E-mail:

 

 
 nima  یکشنبه ۱ مهر ۵:۳۱بعدازظهر
  New Page 1

پاييز از راه رسيد.من روي تراس ايستاده بود.تمام صورت خيسمرا نهان كرده بودم از ماه.فقط به ياد تو بودم.يه كلمه خالي پاييز .با چند نقطه.براي تو .

 URL:  E-mail:

 

 
 صبوح  شنبه ۲۴ شهریور ۳:۴۷صبح
  New Page 1

تمام عکس ها زیبا بود تمامشان

دلم هوس نوشتن کرد....

...
برمیگردم اینجا بنویس

 URL:  E-mail:

 

 
 nima  جمعه ۲۳ شهریور ۹:۴۳بعدازظهر
  New Page 1

تمام عكس هايي كه ديد يد رو من خودم گرفتم.از نزديك دريا.از شمال

 URL:http://khaneyedoost.com  E-mail:

 

 

 #áíä˜ ËÇÈÊ #nima#09:27 ýýýýý#

  comments(6)


« شب | Main | مبارک »