« چند قطره زندگی | Main | الف ب باران »


  دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۷

night music

نمیدانم کاش دستهام یک ساز بودند...نمی‌دانم می‌توانستم اینهمه تنهایی که من در آن غوطه ورم را برات آهنگ میکردم؟

از ستیغ کوه‌ها پایین می‌آمدم،قرار روزانه مان را آفتاب بود که به گوشمان می‌رساند.باد ما را به سمت هم هدایتمان می‌کرد.یادت نیست آن روزها که کوه برای من شکافته می‌شد،من در اتاقکی بودم تو در پشت دشتهای پهناور نرگس می‌خوابیدی،صدات آسمان را هم به وجد می‌آورد،باران بارش آغاز می‌کرد...تو مثل انگشت‌های خدا بودی روی تمام موسیقی‌های آزادای بخش جهانش می‌دویدی....نمیدانم که من هنوز تمام شب را به قصد تنها یافتن نشانه کوچکی از تو طی میکنم.شب دست کوچکش را بر گونه‌های خیس من می‌کشد.من بر خود می‌لرزیدم از برودت وحشتناکش،تو کجا بودی؟از تو شاید یک سایه بر جا مانده بود وقتی که آفتاب هم دیگر بر ما نتابید،آنگاه که تمام سادگیم را در دستان باد دادم به قیمت تو...اما آه...آه...آه....فقط سایه‌ای مانده بود از تو....تمام صفحه‌های آدمهای نقاب دار را جستجو کردم،با واژگان مخصوصت...اما فقط سایه‌ای مانده بود....وقتی بهشت کوچک شد و من پرندگان را می‌دیدم که بازمی‌گشتند پرنده‌ی بزرگی اشکهای مرا ندید،و دستان بزرگتری که اشاره می‌کرد برو.و من رفتم....روی سالهای من خاک نشسته..اشک نشسته...اشک و اشک و اشک...نمی‌دانم این حس درون تاریکم را چگونه باری کنم روی کلمات؟؟؟؟؟حسی که از درون مرا میخورد...آرام آرام تا پایانی که در کار نیست....اینجا ...آفتاب....حلقه نور......به اندازه تمام جمعیتی که خدا خلق کرد من دلم تنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگ.آفتاب آواری می‌شود برای آرزوهای من وقتی که صبوح می‌شود و من هنوز بر چشمانم تصویر ناتمام یک دایره‌ی بزرگ را همیشگی می‌کنم و آن سالهایی که گردی شد و من دیگر نفس نکشیدم.دایره‌ای که تو از یک سمتش رفتی و من را از طرف دیگرش بردند و تفاوت ما همین بود.من را بردند،تو رفتی.......
حرکت میکنم...از دشتهای پهناور نرگس باید گذشت،آن سوی شب لحظه‌ایست که جهان می‌ایستد،و من از شروع یک دیدار آغاز می‌شوم....از همان جایی که نا تمام زمان مرا با خود برد..از اردیبهشت....

 

äÙÑÇÊ ÔãÇ

 

 

 nima  جمعه ۱۱ بهمن ۱۱:۰۸بعدازظهر
  New Page 1

؟؟؟؟

 URL:  E-mail:

 

 

 #áíä˜ ËÇÈÊ #nima#01:09 ýýýýý#

  comments(1)


« چند قطره زندگی | Main | الف ب باران »