
دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۸ |
|
اتاق آبی |
|
صبح دلتنگیست...دستان خیسم را محکم به سیاهی کیفم فشار میدهم......و دلتنگی آرام مرا فرامیگیرد.حجم بی انتهای غربت....به قول سهرابم موسم دلگیریست...جای من اینجا نیست...چه حرفهای ساده ای....چه نوشته ی خالی ای؟.کتاب شعر را باد روی طاقچه یکنواختیهام میگذارد....لای آن همه آرامش...آه...من از ابعاد این اتاق تاریک بیزارم...کاش این ثانیه ها زودتر سپری شود...زودتر خودم را به اتاق آبی برسانم.بهار هنوز زندانی است...
آرام به نسیم گوش میسپارم...نسیم هم تنهاست..کسی نیست...جهان پر از دلتنگیهاست.
|
|
äÙÑÇÊ ÔãÇ |
|
| |
شنبه ۱۴ فروردین ۳:۴۸بعدازظهر |
|
New Page 1
......و او تنها سکوت کرد و خورشید تا عمق قلبش را سوزاند و او سکوت کرد...... چشمانش را بست تا خواب باران ببیند ... و خوابش از چشمانش جاری شد... و او با همه وجود گنجش را در دلش حفظ کرد... و او سکوت کرد ... |
| URL: |
E-mail: |
| صبوح |
پنجشنبه ۵ فروردین ۲:۳۵بعدازظهر |
|
New Page 1
سلام...سلام بهار... |
| URL: |
E-mail: |
| setareh |
سه شنبه ۳ فروردین ۲:۰۲صبح |
|
New Page 1
سلام..............ايشالله دلت بهاري باشه...بهارآزادشده..........اومدم عيد رابهت تبريك بگم.............. |
| URL:http://setareh22.persianblog.ir/ |
E-mail: |
| خودم |
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۱:۳۶صبح |
|
New Page 1
باد لابه لای شاخه های یاس همسایه میپیچد و تنهایی و من و باد بهار را روی تراس تجربه میکنیم...
|
| URL: |
E-mail: |
|
|
#áíä˜ ËÇÈÊ #nima#12:44 ýýýýý# |
comments(5) |
« Who knows |
Main
| اردیبهشت »
|