
جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹ |
|
بازگشت |
|
دوردستها جاده محو تماشای شب برایم دست تکان میداد... در امتداد دلتنگ ترین غروب جهان به سمت آن چه از خانه در یادم مانده بودم روانه بودم.هوا پر از بوی کلماتی بود که زمزمه های مبهم تنهایی را از تک تکشان میشد شنفت...با خودم به نقطه کوچکی که در واژه نبودن بودم آن هم آن ته های کهکشان می اندیشیدم...رویاهای صدا دار اطراف، جاذبه را یاد تار و پود مشوش آرامش من می آوردند...آهسته پرواز را نیمه تمام رها میکردند و پسرکهای خیالی را به زمین بازمیگردانندند...دایره ی تنگ روی دیوار چیزی به نام زمان را بیست و چهار بار جلوتر برد و کودک را نشاند ، تنها ، با کاغذهایی با قدمت بزرگی هاش...گرت تاریخ را تکاند و لابه لای جمله ها غرق شد..آن بارانهای تندی که دیگر انگار آسمان هم فراموشان کرده بود...آن سبزه های بلندی که دویدن را به او آموخته بود که حالا گویی تخمشان از زمین گم شده بود...رودهایی که تفاضل دو کوه را با گلهای نرگس پر میکرد جایی در زمان متوقف مانده بود....آن زمان ها که دست در آسمان خوابهایش میکشید و سرشار بوی ستاره ها میشد...دستهاش بوی تند کاغذهایی که از سرنوشتشان ،آتش ، گریخته بودن میداد...حالا که تو هستی باید زمین را به مقصد سرزمینی که این برگهای قدیمی نشان میدهند ترک کنیم...همان جایی که مینشستیم و موسیقی باد را تماشا میکردیم...بر آن دو راهی که خورشید برایمان میرقصید و تاج آرزوهات را گل میزدیم ....آسمان دلگیر میشد و باران تند و تند لحظه هامان را پر از زندگی میکرد....پشت همین غروبهایی که انگار چیزی کم دارند...فراتر از روزهایی که رویاهامان را به یغما برده اند....نزدیک آن شبهایی که ایمان آوردیم که واپسین تنفسمان را از اطلسی های پنجره دریغ نکنیم..................فکر کن...ثانیه ای که به انتظار ما سالهاست سفره هفت سین میچیند...
|
|
äÙÑÇÊ ÔãÇ |
|
| |
سه شنبه ۶ اردیبهشت ۱۰:۳۲صبح |
|
New Page 1
همه جا عطر و بوی اردیبهشت میاد.. باد و بارون زد و همه چی رو روشن کرد.. دل گرفته منو هم ..
نیمای عزیز.. تولدت مبارک. |
| URL: |
E-mail: |
| صبوح |
سه شنبه ۶ اردیبهشت ۲:۳۲صبح |
|
New Page 1
سلام نیما جان
تولدت خیلی خیلی مبارک
مهم نیست که چند ساله شدی
مهم اینه که همین الان چند تا آرزو داری و تا حالا چقدر از خواسته هات رو تجربه کردی و از این حرفای تعارفی که همه به هم میگن به مناسبت تولد...
این روزها توی تقویم هی می گردم و ورق میزنم و دنبال یه بهانه ام واسه حرکت دادن مدادم...6اردی بهشت یکی از اون بهانه ها بود
روزها و ساعت ها صبر کردم واسه شش اردی بهشت...داشتم می رفتم تو رختخواب که اومدم کامپیوترو روشن کردم...گفتم شاید فردا دیر باشه واسه تبریک...
تبریکی که بهانه ای است که بفهمند به یادشانیم...
می دونم ...می دونم که خیلی مسخره است...خودت حتی شاید دلت گرفته باشه...اصلن یعنی چی ...مگه امروز با روزهای دیگه چه فرقی داره؟؟!... اصلا فکر کنم واسه همینه که جشن میگیریم روز تولد رو شاید لا به لای اون جشن و سر صدا ها...گم بشه این حزن و غم همیشه همراهمون که تو روزتولد انگار به اوج خودش میرسه لعنتی...اووووووووه چقدر غر زدم و روضه خوندم...اصلن شگون نداره مگه نه؟:دی
بیا به فال نیک بگیریم این زیادی حرف زدن منو...به یاد اون پست های کیلومتری سابقت...به یاد اون روزهای شاد و حتی گاهی غمناک دانشجوییت...چقدر جوون بودیم پسر...من دبیرستانی بودم :)))...چه زود زندگی از رومون گذشت و رفت...
چقدر دلم تنگ شده بود برای اینجا
نیمای خانه ی دوست برای بار دوم عرض میکنم:
"لطفا تولدت مبارک!"
|
| URL: |
E-mail: |
| |
یکشنبه ۴ اردیبهشت ۲:۲۳بعدازظهر |
|
New Page 1
فرسود پای خود را چشمم به راه دور..
تا حرف من پذیرد آخر که : زندگی
رنگ خیال بر رخ تصویر خواب بود........
(سهراب) |
| URL: |
E-mail: |
| |
شنبه ۳ اردیبهشت ۰:۳۲بعدازظهر |
|
New Page 1
نمیخوای بنویسی؟اردیبهشت ماه خوبیه واسه نوشتن. |
| URL: |
E-mail: |
| |
چهارشنبه ۳۱ فروردین ۲:۱۱بعدازظهر |
|
New Page 1
چه سکوت سنگینی..بعضی وقتا چقدر واسه نفس کشیدن بهونه کم میشه!! |
| URL: |
E-mail: |
| setareh |
چهارشنبه ۱۰ فروردین ۹:۴۰بعدازظهر |
|
New Page 1
سلام خوبي؟ببخشيدديرسرزدم....سال نومبارك
..سالي سرشارازشادي برايت ارزومندم...شادباشي باي |
| URL: |
E-mail: |
| asman |
شنبه ۶ فروردین ۷:۰۴بعدازظهر |
|
New Page 1
سلام...
گفتي باران..گفتي غروب...... از رويا هامان گفتي...
ولي نگفتي... با زمزمه ها چه كنيم؟!
سال نويتان مبارك |
| URL:http://asmanemahi.blogfa.com/ |
E-mail: |
| |
شنبه ۶ فروردین ۰:۰۹بعدازظهر |
|
New Page 1
نوبهار است در آن کوش که خوش دل باشی |
| URL: |
E-mail: |
| nima |
دوشنبه ۱ فروردین ۰:۰۸بعدازظهر |
|
New Page 1
شاهد پوسیده درختی که حالا روی شنها خانه کرده تکیه گاه من میشود تا بنشینم وساعتها رفت و آمد موجها را تماشا کنم.باید از Gprs هم تشکرکنم یادم نرود که روز اول سال من را از کنار دریا میبرد خانه دوست تنهای تنهااااااا |
| URL: |
E-mail: |
| |
دوشنبه ۱ فروردین ۴:۳۱صبح |
|
New Page 1
کاش ميتونستم يکي از سينهاى سفره هفت سينت باشم... |
| URL: |
E-mail: |
| |
یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۱:۳۴صبح |
|
New Page 1
محو تماشای کلمات.. چقدر اینجا آرامه.. با این صدای آرام. دلم میخواست پا برهنه میدویدم از اینجا تا زیر آن بارانهای تند.. خیس خیس.. فارغ از همه چیز... همه چیز.. |
| URL: |
E-mail: |
| مهران- بوی خاک و بلوط |
شنبه ۲۸ اسفند ۹:۱۸بعدازظهر |
|
New Page 1
سلام نیمای خوبم ...
خوش برگشتی به بیتوته ی غریبی بنام خانه
خانه برای من غریب ترینه واژه هاست این روزها
وعید
حتی بود عنبر هم نمیدهد امسال ....
امسال در جشن دل .... دل من جشنی نخواهد داشت... عیدی نخواهد بود |
| URL:http://www.mehransw.ir |
E-mail:mehran.manouchehri@gmail.com |
|
|
#áíä˜ ËÇÈÊ #nima#10:43 ýýýýý# |
comments(12) |
« تکه ای از آسمان |
Main
| another 6th of OrdiBehesht »
|