
دوشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۰ |
|
پاییز خوابهای من |
|
دریچه کوچک خاک آلود روی میز را باز میکنم...زمان از محمل موسیقی به بیرون تراوش میکند...دستان خالی من را باد پر میکند، تنهایی شب را شعر خوب سهراب...به سرزمینم نگاه میکنم...حجم خروشان آفتاب...خورشید با تمام توانش خیابان دیگران را میسوزاند..کوچه جهنم را قدم میزنم...گوشهایم پر موسیقی آبی است.دست در دست روزمرگیها چرخ زمان را میچرخانم تا نگاهم را با نگاهت قسمت کنم...آنجا بر طاقچه خاموش گرما, شاعر رویاهای کودکانه من برگهای تابستان را به انتظار پاییز خیره نگاه میکند...سراسیمه در خنکای تنهاییها میخزم...در جستجوی کلمات شب باید داستانهایم را در جادهها بنویسم..سرنوشت من جز سفر نیست.آرام آرام بلندای تل خاکها را در کاهدان تجربه میریزم و نزدیک و نزدیکتر میشوم...مسیر جادویی روخانههای گم شده, دشتهای انبوه نرگس زیر چکمههای حسرت, کهکشانهای محو کویر...تصویر کوچک دستانی که جهان دیگری را کنار میزند...آه..چشمانم را سرشار غضب میکند این شبیخون شهر...ناگهان شبه پر نور تو، آن سوی شب، جهان من را پر از باران میکند...کلمات از من بخار میشوند....پاییزِ تو بر گیسوان بلند خوابهایم سایه افکنده است...
|
|
äÙÑÇÊ ÔãÇ |
|
| replica breitling |
پنجشنبه ۲۴ آذر ۷:۰۶صبح |
|
New Page 1
Abby having an make use of pure compound splendid have, and using a variety of drink by using coarse ultrasound refinement technological innovation, also, the firstly exposed the main expertise Replica Bell & Ross is used to the marrow having to do with quartz jade massage beds. |
| URL:http://www.audreplicawatch.com/replica-breitling-c-73.html |
E-mail:breitlingreplica@yeah.net |
| setareh |
یکشنبه ۲۶ تیر ۶:۵۲بعدازظهر |
|
New Page 1
سلام..گل گفتي نيما..منم دچارروزمرگي شدم...هرچيم سعي ميكنم خارج شم نميشه..مثل باتلاق ميمونه... |
| URL:http://setareh22.persianblog.ir/ |
E-mail: |
| |
سه شنبه ۲۱ تیر ۰:۵۶بعدازظهر |
|
New Page 1
اینو یه جایی خوندم کاملا بی ربط ولی مربوط :
لعنت بر دل پرنده ای که بالهایش را شکستند
اما همچنان رویای پرواز در سر دارد. |
| URL: |
E-mail: |
| |
سه شنبه ۲۱ تیر ۱۰:۵۷صبح |
|
New Page 1
كاش اينقدر از تنهايي نميگفتي كاش ... |
| URL: |
E-mail: |
| مهران - بوی خاک و بلوط |
سه شنبه ۲۱ تیر ۹:۱۰صبح |
|
New Page 1
سلام نیمای خوبم ...
چه حس گرمی .... کلمه ها تجربه ی تنهایی های رخوت انگیز حادثه را بهتر میدانند ...
چه تبلور سوزانی ست در میان حادثه ... به نگاهی دل سپردن و از عمق تابستان چروک خورده احساس خستگی های عصر روزهای شنبه به هاله ای از آن نگاهی که شاید با نسیمی گرم در خاطره ها محو خواهد شد ... و من دلسپرده ی تداعی خاطره ای هستم که در لحظه وجودم را مستولی شده است ...
بگذار پائیز بیاید شاید ... لحظه ای برای گریه ای فراهم ...
بگذار پائیز بیاید ....
به ما سر نمیزنی رفیق قدیمی ؟! |
| URL:http://www.meharnsw.ir |
E-mail:mehran.manouchehri@gmail.com |
|
|
#áíä˜ ËÇÈÊ #nima#08:04 ýýýýý# |
comments(6) |
« another 6th of OrdiBehesht |
Main
| پیامبری به نام پاییز »
|