
جمعه ۳۰ دی ۱۳۹۰ |
|
روزگار سیاه |
|
سرمای شهر تنهاییهامان را با درد فنا شدن وطن فراموش میکنیم. بر سنگفرش زمان، سفرهای کوتاه جهانـ بی پایان با مقصدی خالی از آن چشمان خیال انگیزت آغاز میشوند...همزمان که این مرگ قلب من در روزانههای بی حاصل بر روح فراری شب پاییز خراش میاندازد باید خودم را به گودالهای سیاهی برسانم که ایران را در کام خود خواهد فرو برد.نقش من تنها گریستن بر سرزمین پدران و مادران آفتاب...سرنوشت از شبهای بی باران پاییز با من چه حکایتها که نمیکند...دوری از دستان سرد تو و دانه دانه اشکی که گونه های خاکی مرا میشوید...عقربکهای زندگانیم مرا از نیمه سیب حیاتم، نشانی نمیدهد...آه پروردگار کالبد شبهای بی پایان، این حجم وسیع زمان مرا در هم میکوبد...اندوه بیکران اتاقهای جانکاه مرگ...باران شبهای پاییز و میلاد کهکشانهای فرادست، حسرت انگشتانی که لمس خورشیدهای تابناک حالا تنها آرزویی است که این سیمهای زبان نفهم به هدر میدهندشان...جهان کوچک من ناگهان سردی خانه ابدی کلمات باران خورده این روزها را بر ذهن من مینشاند...گاهی که دست از کاغذهای کاهی شستهام در چشم انبوه مردمان، لابهلای سکوت شب، گم شدهام...خط سیاه چشمک زن من از حرکت بازایستاده است......
فشار گیج کنندهای که لحظه ها را به ایستادن از تپش تهدید میکند...با رویای دیدار، ذهنهامان را پس از مرگ خواهند شکافت و دو دست کوچکی که علامت سوالی به بزرگی عشق بر عدالتش حکاکی کرده اند...نتیجه تکامل سلولهای پایان دریاها بود یا بار سنگین سرنوشت آنچنان که کوهها حتی شکستند؟ بر ابتدای جادهای که تو در آن سویش میباری هستم. میشود برویم؟ کجاست خانه دوست؟...
|
|
äÙÑÇÊ ÔãÇ |
|
| baraN |
چهارشنبه ۳ اسفند ۲:۱۷بعدازظهر |
|
New Page 1
جاده اسم منو فریاد میزنه............... |
| URL: |
E-mail: |
| |
جمعه ۲۸ بهمن ۱:۵۶صبح |
|
New Page 1
yeki gharghe dar kharid baraye sale no, aan yeki daghdagheye dolar darado digari negarane gheymate sekkehayist ke kharide...engar hame az yad borde and chizhayi ra ke mostahaghash hastando az anha darigh shode... |
| URL: |
E-mail: |
| مهران |
دوشنبه ۳ بهمن ۶:۰۶بعدازظهر |
|
New Page 1
سلام نيماي من
دليل فقط عرض ارادت بود و بس ... شايد خواستم هوايي تازه كنم در خانه دوست...
بالاخره وبلاگم رو بعد از دو سه ماه تعطيلي روبه راه كردم ...
با تو خواهم بود ... از همين جا ...
راستي ميدوني نيما جان يه اعترافي ميخوام بكنم
وقتي نوشته هات رو ميخونم دلم قنج ميره براي اون روزهايي كه خانه دوست سبز بود و نواي يك موزيك دلنواز شده بود تمام خاطرم ...
منتظرتم
مهران |
| URL:http://www.mehransw.ir |
E-mail:mehran.manouchehri@gmail.com |
| baraN |
دوشنبه ۳ بهمن ۰:۱۸بعدازظهر |
|
New Page 1
در پی آن نگاه های بلند ،
حسرتی ماند و
آه های بلند! |
| URL: |
E-mail: |
| hasanmoradi |
شنبه ۱ بهمن ۰:۰۴بعدازظهر |
|
New Page 1
دو ست در پيش من و توست اگر باهم باشيم كه بعضي ها دوست ندارند.
من ار ياران قديم دوستان و ابر مرد كه اكثرا ........در بهاران داغ مرگش در دل استإ هستم
من زنده ماندم تا اگاه شوم بيشتر از انچه بايد و پيش ايد.
اما ناتوان و دل شكسته تازه هواي ازاد را دارم تنفس مي كنم.
ادمي در فكر و سوداي بهار
سوز و سرماي زمستات را چه كار.
|
| URL:http://7777gad7777.blogfa.com |
E-mail:hasanhamadak@yahoo.com |
| baraN |
شنبه ۱ بهمن ۱۱:۰۴صبح |
|
New Page 1
بار سنگین سرنوشت |
| URL: |
E-mail: |
|
|
#áíä˜ ËÇÈÊ #nima#09:39 ýýýýý# |
comments(6) |
« تولدی برای باران |
Main
|