.style1 { color: #000000; } function OpenComments (c) { window.open(c, 'comments', 'width=480,height=480,scrollbars=yes,status=yes'); } function OpenTrackback (c) { window.open(c, 'trackback', 'width=480,height=480,scrollbars=yes,status=yes'); }

25, 2010

آه خدایا

یه وقتایی تو زندگی هست که احساس میکنی تمام مشکلات دنیا رو سرت خراب شده با این که تو بی تقصیری.امروز و این لحظه برای اولین بار همچین حسی دارم.این متفاوت ترین نوشته باید باشه در خانه دوست.آدمها اینجا تار میشن و من تنهای تنها بی این که کسی رو داشته باشم تا یک کلمه از دردهام باهاش حرف بزنم .....همین روزا..همین روزا باید هر چی دارم و ندارم رو جمع کنم و برم.
Posted by nima at 04:40 | Comments (2)

16, 2010

راهی میان آسمان

آسمان وقتی که پسرک از ابرها بالا می‌رفت نگاهش می‌کرد.آسمان سکوت پسرک را وقتی با کوله‌پشتی‌اش حرف می‌زد، می‌شنید.زمانی که باد پایا (ی) انتظار همسفر را برای پسرک نون می‌گذاشت باران تندی گرفت... و آبی بیکران را تاریکی زیبای شب فرا گرفت...کتاب شعرش‌هاش را گشود...دیگر لازم نبود باد ورق بزند باران بخواند و او کلمه‌ها را تا دشت‌های وسیع خدا دنبال کند...تنها چند تکه‌ی سبک ابر بود...صدای گام‌هاش برای گوش آسمان و پسرک لالایی بود...خورشید دست از سوزاندن بشر برداشت...ابر کوچکِ تنهایی را بخار کرد...آن سوی مه عظیمی که بالا می‌رفت که ف برای اصله می‌شد، اشک‌هاشان در مسیر موازی رو به زمین می‌ریخت...ح ک م ت.تنها صدایی که در باد به گوش می‌رسید حروفی بود که پسرک لای کتابش گذاشت..زیر درخت ایستاد.او با همه چیز مبارزه خواهد کرد.....
Posted by nima at 08:18 | Comments (5)

02, 2010

از باران تا حافظ

لابه‌لاى یک روز بارانی پیداش شد،بین اتصال یک حجم وسیع سیاه و فلز سرد ،من بین انبوه علایم مانده بودم...برای من یک بغل صدا آورد....دستهام وقتی به تنهایی رسیدم برق می‌زد...ابعاد کوچک اتاق را توان تاب آوردن این کلمات نبود....ناچار نیاکان من را به من برگرداند...روی هر ورق هجایی می‌نشاندم....او حافظ می‌خواند من شاملو گوش می‌دادم.....

خواب خدا می‌دیدم.خدایان خود خوانده هیزم نفرت بر آتش ظلم می‌ریختند...تمام خشمی که از کودکی‌هام همراهم بود حالا در چشمانم نقش بسته بود...روزی....روزی خواهد آمد...تمام اصوات موسیقی جهان که در هوا جاری بود هر لحظه همین را می‌گفت...روزی خواهد آمد....هر روحی که آزاد می‌شد....تمام موسیقی‌های جاری جهان...روزی خواهد آمد................
Posted by nima at 10:05 | Comments (9)