من ميرم بالا بالال بالا.بالاتر از يه اسكلت فلزي يه ساختمون بلند.تا ببينم.دلتنگ نباش.دلتنگ نباش.اوف.تو كه يه قطره باروني پس دستات رو بده من تا بريم دنبال لبخند.اين يه دستور بود.من خودم شنيدم.
URL:
E-mail:
نيما
شنبه ۱۱ مهر ۴:۳۶بعدازظهر
New Page 1
نميدونم اونجا ابرا چيكار ميكنند.تمام شب ها روشني خواب رو از من گرفته!